خرید بک لینک

اینجا بوشهر،کمر باریک همیشه ی خلیج فارس

اینجا خیابان لیان ، شکوه دلبری های بی بدیل

اینجا تبسم عاشقانه ی لیلایی سرمست

در اندام معطر مجنونی قد بلند

سرازیر تمام چشمان حریص

که برآمدگی های مادینه های رنگین

نرخ دلار را در بازار بالا پایین می کند.

اینجا نبش خیابان لیان

و من سوز سرما را در دستانم مچاله می کنم

تا صدای چکمه های لیدی استار اصل

و بوی مست کننده ی عطر و ادکلن سیگار

در من جوانه ی بهاری تازه باشد

در خستگی روزانه ام.

نامت در طپش تمام کادوهای کمر باریک کمر شکن

فریاد می شود

می ایستم کنار عابر بانک، تجارت می کنم

نگاه در چشمانم عمیق نمی ماند

دستانت را می گیرم می فشارم

و گرمای تنت را در مچالگی سرما سرازیر می کنم.

نامت را بر تمام دسته کلیدهایم می نویسم

تا شاه کلید تمام قفل هایم باشی.

زمستان نیامده سرما دوقلو زائیده

و من که زاده ی دراز ترین شب سال ام

برای دستانت انار از بهشت آورده ام

با طعم توت فرنگی ایرانی.

امسال ولنتاین ما،

پر از عطر و تیپ و نشاط و قشنگی های خیابان لیان

که زندگی را در تمام سلول های شهر فریاد می کند.

دستانت را به من بده

تا دوباره به راه بگیریم خیابان لیان را

و لبانم را با تمام لبانت جزیره کن

و حرارت تنم باش در سوز استخوان سوز

تا به سرمای ساحل پناه ببریم با لبخند و بوسه

و من آرام بیخ گوشت فریاد کنم ای جان ای جان

و تو زبانت را میان دندان هایت فشار دهی

و چشمک بزنی و مرا سراسیمه در آغوش بگیری.

برچسب: ولنتاین, نویسنده: یوسف اکبری تاريخ: جمعه 12 آبان 1396 ساعت: 20:26

صفحه بندی